خوبه..یا بد.. - تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 23:00
خوبه..یا بد..اینکه اینجا سر میزنی نمیدونم خوبه یا بد,اینکه الان هرروز مینویسمو پاک میکنم نمیدونم خوبه یا بد,هروزکلاس رفتن و اینکه میدونم به هیچ جا نمیرسم نمیدونم خوبه یا بد,اینکه تنهامو تنهام نمیذارن واسه خودم نمیدونم خوبه یا بد,اینکه یکی نیس که جلوم واسته با مشت بزنمش و بعد تو بغلش گریه کنم نمیدونم...
- تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 14:11
پاییز.. بهار زتدگی من پاییزه..سالها بود که آبان مثه دستگاه احیا,قلبمو احیا میکرد.. و آذر..آذر.. آذر یه ماه نبوده واسم,آذر به تنهایی یه عمر بوده واسم که هرسال زندگیش کردم,جون و دلم خواستش و هرسال واسه بودن این ماه خدارو شکر کردم. آرش..همیشه بخند,اونقدر از ته دلت که دندونای ردیف و مرتبت برق بزنن.. موف...
٩٨ ات مبارك - تاریخ: 1400/6/5 ساعت: 5:14
حال خوبحس عالىعشق اسطوره اىجيب پرپول لب خندوندل شادانرژى بالاآرامش بى وقفهسلامتى،سلامتى،سلامتىهمشو باهم به توان ١٠٠٠ واست آرزو دارمهرسال بيشتر از سال قبل،اينقدر كه خوشى و لذت و آرامشت تمومى نداشته باشهسال نو مبارك
20 آبان - تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 17:35
20 آبان توی تاکسی تمام مسیر..راننده داشت همدم معینو گوش میکرد.. چرا 20 آبان.. چرا همدم معین.. چرا روی ریپیت بود.. چرا مسیر دور بود و ترافیک.. 20 آبان,روز خاص زندگی من.. پ.ن:این توی پیش نویس های روز 20 آبان بود که فک کردم شاید نخوام بزارمش..والان نمیدونم چرا گذاشتمش..
بی خوابی های من... - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 22:18
وقتی درس خستم میکنه...دراز می کشم...و به تو که الان خوابه خوابه خوابی فکر می کنم..و باز هم..حتی با خستگی..با چشم های قرمز..خوابم نمی برد...و می آیم..و می نویسم..از قلبی که برای تو می تپد..از حرفهایی که جمع شده اند برای دیدار..از لج بازی ها..دل شکستگی ها.از دوری ها..از دلتنگی ها..از تمام حرفهایی گفته...
کجایی تو... - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 22:18
♫♫♫ کجایی تو کاش میدیدیمن خسته شدم به این زودیچجوری شد اون عشق شدیدبه این آسونی به آخرش رسید با فکرت رو لبام یه لبخند میادچقدر دلم هنوز اون روزارو میخواداز آخرین روز که چشمام تورو دیدنفهمیدم که عشق یعنی نرسیدنبا رفتن تو از عشقم کم نمیشهتو قلبم میمونی واسه همیشهواسه همیشه.. ♫♫♫ سخته برام ولی ازت میخو...
آخرین دل نوشته ها... - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 22:18
شايد هرگز وجود نخواهی یافت برای دلی که جرمش باخته شدن بود,نمیدام من اگر جای تو بودم... حق داری از کسی که خودش هم نمیدانست شکست خورده بگریزی,کسی که اشک نریخت,خندید,و از درون بارها و بارها آتش گرفت... آنقدر به خودم یاد دادم سخن بر زبان مرانم که شعله های آتش درونم را هم ندیدم,وقتی به خودم آمدم که از آن...
بریدن.. - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 22:18
پر از اتفاقای بدم... حتی یه گوش نیس که واسش درد دل کنم. خدایا چرا زنده زنده میکشی؟ فقط دلم مرگ میخواد حتی اینجا نوشتنمم مخاطب نداره.. دیگه اسمس نمیدم که وسطش به خاطر اشکام صفحه گوشیو نبینم و دیر جواب بدم. هیییییییچی تو زندگیم سرجاش نیس,حتی اسم این روزام زندگی نیس.. چرا همه چیزو دیزم جز مرگ.. منتظرم....
کاش عاشق... - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 22:17
يه بار توی بی موقع ترین زمان ممکن,ازت پرسیدم منو دوس داری یا عاشقمی.. نمیگم چی جوابمو دادی,چون خودت یادته.. اما یاد خودم افتادم.. که عاشقت بودم شاید کارایی که میکردم دیوونگی محض بود,شاید واسه تو نبود.. اینکه تا کجاها باهات اومدم..نمیدونم چی کم بود اون روزا واسه ثابت کردن جنونم..چی کم گذاشتم و کجا نش...

برچسب‌های مرتبط

بي خوابي هاي من | بی خوابی های من | بی خوابی های دوست داشتنی من | رمان بی خوابی های دوست داشتنی من | رمان بي خوابي هاي دوست داشتني من | دانلود رمان بی خوابی های دوست داشتنی من | دانلود رمان بی خوابی های دوست داشتنی من pdf | دانلود رمان بي خوابي هاي دوست داشتني من | خلاصه رمان بی خوابی های دوست داشتنی من | رمان بی خوابی های من